تبليغاتX
discharges of decaying mind

discharges of decaying mind

ترشحات یک استاژر !!!

در کوچه سار شب

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 21:44  توسط وحید طباطبایی  | 

7 روش برای اذیت کردن خانوما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 19:34  توسط وحید طباطبایی  | 

درد دل آقایون

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم باكي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا" سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دارم
ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه
اگه زياد بهشون زنگ بزنيم
ميگن به من اعتماد نداري
اگه زنگ نزنيم
ميگن انگار سرت خيلي شلوغه
اگه تو خونه زياد بخنديم
ميگن ديونه شدي
اگه كم بخنديم
ميگن بخت النحس
اگه شام بخواهيم
ميگن فقط فكر شكمشه
اگه شام نخواهيم
ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي
ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 19:32  توسط وحید طباطبایی  | 

اي دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد

دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد


اين دختر زمانه که هر دم به دامني ست

يکدم اگر به کام تو شد شد نشد نشد

اين سکه ي بزرگي و اقبال و سروري

يک روزهم به نام تو شد شد نشد نشد

چون کار روزگار به تقدير يا قضاست

تقدير بر مرام تو شد شد نشد نشد

روز ازل چو قسمت هر چيز کرده اند

عيشي اگر سهام تو شد شد نشد نشد

چون بايد عاقبت بنهي خانه را به غير

آباده کاخ و بام تو شد شد نشد نشد

زان مي که تر کنند دماغي به روز غم

يک قطره گر به جام تو شد شد نشد نشد

دامي به شاهراه مرادي بگستران

اين صيد اگر به دام تو شد شد نشد نشد

يک دم غنيمت است بنوشان و مي بنوش

صبح اميد شام تو شد شد نشد نشد

در درگه ملک چو غلامان بزي حکيم

بر حضرتش مقام تو شد شد نشد نشد.
 

ميرزا علي نقي خان حکيم الممالک متخلص به حکيم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 0:11  توسط وحید طباطبایی  | 

دل

نمی شه به دل یاد داد که نشکنه ولی می شه به اون یاد داد که وقتی شکست لبه تیزش دست کسایی رو که اونو شکستن رو نبره
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 23:26  توسط وحید طباطبایی  | 

مهر ایران زمین

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 17:53  توسط وحید طباطبایی  | 

اينجا ايران است

به نام خدوند جان و خرد

 

اينجا ايران است
سرزمين خشت هاي گِلي و ستون هاي استوار ، سرزمين شقايق هاي هميشه سرخ و سَروهاي هميشه سبز
اينجا ايران است
كشور اهورايي ايران با مردماني چون كوه ها مقاوم ، با دلهايي مهربان ، دستاني گرم و با محبت و گامهايي استوار .

اينجا ايران است
سرزمين طبيعي ِطبيعت ، با تمام دَهِش هايش كه نيك است و به جا و گاه، با تمام پيامدهاي ناگوار و غير طبيعي اش كه بوجود آورده ي انسان

است يا طبيعت، شب و روز ، خواب و بيداري ، عشق و نفرت ، جنگ و صلح ، مهر و كين ، دو روي سكه ي افتاده بر اين سرزمين اند.

اينجا ايران است
مهدِ مهر و گهواره ي تمدن بشري ، بشري كه بشر شد از آن روز كه شهر ساخت ، شهر هاي گِلي ، و نخستين شهرسازيِ تمدن بشري از

اينجافرا گرفته شد و خاك و آب ، گِل شدند و خِشت به خِشت روي هم بالا رفت و ديوار ساخت، سقف ، بادگير ، طاقي و گنبد ساخت ، دَرها از

چوب و كُلون ها از آهن .

اينجا ايران است
آهن كه به چوب مي خورد خبر از ميهمان مي دهد و ايراني ميهمان دوست است و در خانه اش به روي همه باز است . چراغ خانه اش گرما به تو هديه

مي دهد و لبخندش تو را پذيرا مي شود به درون خانه .

اينجا ايران است
سرزمين ايرج و سياوش و سهراب و آرش
سرزمين رستم و گيو و بابك و زرتشت

اينجا ايران است
سرزمين نفت مسجد سليمان و آبادان ، خرماي بم و كرمان
فرش و گلاب كاشان
و ….

اينجا ايران است
مهد خيزش فردوسي و حضور حافظ و خيام

و سماع مولانا و عطار

اينجا ايران است
اينجا بازمانده از جنگ هاي خونين و آتش هاي سرد است ، اينجا ستون هاي تخت جمشيد است كه استواري را به ياد مردمان مي آورد .

اينجا بم است ، شهر خرما و نخل هاي سبز و مردمان گرم ، و اينجا ارگ بم است ، شهر زيباي خشتي ِ جهان ،

و اينجا ديگر هيچ نيست

ديگر بم نيست ، اَرگ نيست ، خِشت نيست ، تنها سنگ است و خاك بر خاك و تنها انسان است بر خاك نشسته و در خاك رفته ماتم گرفته ،

دست به آسمان برده ، گريان و خندان ، چون دو روي سكه .

اينجا ايران است
انسانيت و ياري و رادي و ايمان و نور ، سبز و سفيد و سرخ ، چشم به درِ چوبي دوخته ، و دو دست به كُلون آهني بُرده ، تا دَري گشوده شود

و كسي بيرون آيد از خانه هاي گِلي كوير ، و بامداد با سپيده ، در گشوده مي شود ، اما ديگركسي نيست ، ديواري نيست ، خانه اي نيست

تنها در است و چارچوب پنجره هاي آهنين ، تنها در است و آجرهاي سنگي ، خاك است بر خاك ، انسان است بر خاك ، گريان و نالان ، آواره و

جستجوگردنبال چه مي گردند ؟ دنبال كه مي گردند ؟ اين شبِ سياه با اين مردم استوارِ همچون نخل ، چه كرده است ؟!

مي گويند زمين لرزيده و شكاف برداشته و خانه ها ريخته و اَرگِ بم و خانه هاي بم ديگر نيستند، آن همه تلاش و تمدن از خاك بر خاك شده

و مردمان آفتاب سوخته از گرماي كوير و ايستاده ي نخلستان هاي بم ديگر نيستند . اما زمين ، اين مادرِ مهربان چه ديده كه خشمش گرفته و

كودكانش را بلعيده ، دخترانش را گريان و پسرانش را اشكبار كرده است ؟!

اينجا ايران است
آن روي سكه ي افتاده بر اين سرزمين ، شور است ، شوق است ، شورِ ياري و همكاري ، شورِ عشق و مهر لبخند است

لبخند هم آوايي با وجدانِ خويش ، لبخند سپاسداري از همنوع و بشر درس انسان دوستي مي دهد در اين سرزمين ، آنچنان كه از سرزمين هاي

دور و بيگانه براي ياري مي آيند ، براي همدردي به آنان كه ماندند بر زمين تا بار ديگر زندگي كنند و بسازند آينده ي اين سرزمين را باعشق ، مهر

ايمان و اميد و

دست به دست هم دهند به مهر ميهن خويش را كنند آباد

و ناله ها خاموش مي شود و چراغها روشن ، نور در دلها ريخته مي شود و ندا سر داده مي شود

« اي سبدهاتان پُر خواب ، سيب آوردم ، سيب ، سيبِ سرخِ خورشيد . »

اينجا ايران است
و ايراني ، سبز و سفيد و سرخ است و ايراني ، ايستاده است بر بلنداي غيرت و شجاعت و صبر و نگاهش به آسمانِ اهوراييِ ايران

است .

اينجا ايران است
و روح مردمانش بلند است و عشق مردمانش ـ در هر كجا كه باشند ـ به اين آب و خاك محكم و پايدار است .

اينجا ايران است
سرزمين آنها كه ماندند و آنها كه رفتند، آنها كه ماندند ؛ مي ايستند ، مي جنگند ، مي خندند ، مي گِريَند .

آنها كه رفتند ؛ خاطره گذاشتند و رفتند .

روانشان شاد و خدايشان بيامُرزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 2:54  توسط وحید طباطبایی  | 

احکام چت در اسلام

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .
 
بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
 
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .
 
صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .
 
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد .  چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .
 
اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است .
 
بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .
 
چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .
 
اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد .
 
زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 1:9  توسط وحید طباطبایی  | 

True Telephone conversations recorded from various Help Desks around the U.K

Helpdesk: What kind of computer do you have?
Customer: A white one...
--------------------------------------------------------------------
Customer: Hi, this is Celine. I can't get my diskette out.
Helpdesk: Have you tried pushing the button?
Customer: Yes, but it's really stuck.
Helpdesk: That doesn't sound good; I'll make a note ...
Customer: No ... wait a minute... I hadn't inserted it yet... it's still on my desk... sorry ....
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: Click on the 'my computer' icon on to the left of the screen.
Customer: Your left or my left?
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: Good day. How may I help you?
Male customer: Hello... I can't print.
Helpdesk: Would you click on start for me and ...
Customer: Listen pal; don't start getting technical on me! I'm not Bill Gates damn it!
--------------------------------------------------------------------
(THIS ONE KILLS ME!)
Hi good afternoon, this is Martha, I can't print. Every time I try it says 'Can't find printer'. I've even lifted the printer and placed it in front of the monitor, but the computer still says he can't find it...
--------------------------------------------------------------------
Customer: I have problems printing in red...
Helpdesk: Do you have a color printer?
Customer: No.
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: What's on your monitor now ma'am?
Customer: A teddy bear my boyfriend bought for me in the supermarket.
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: And now hit F8.
Customer: It's not working.
Helpdesk: What did you do, exactly?
Customer: I hit the F-key 8-times as you told me, but nothing's happening...
--------------------------------------------------------------------
Customer: My keyboard is not working anymore.
Helpdesk: Are you sure it's plugged into the computer?
Customer: No. I can't get behind the computer.
Helpdesk: Pick up your keyboard and walk 10 paces back.
Customer: OK
Helpdesk: Did the keyboard come with you?
Customer: Yes
Helpdesk: That means the keyboard is not plugged in. Is there another keyboard?
Customer: Yes, there's another one here. Ah...that one does work!
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: Your password is the small letter a as in apple, a capital letter V as in Victor, the number 7.
Customer: Is that 7 in capital letters?
--------------------------------------------------------------------
A customer couldn't get on the internet.
Helpdesk: Are you sure you used the right password?
Customer: Yes I'm sure. I saw my colleague do it.
Helpdesk: Can you tell me what the password was?
Customer: Five stars.
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: What antivirus program do you use?
Customer: Netscape.
Helpdesk: That's not an antivirus program.
Customer: Oh, sorry...Internet Explorer.
--------------------------------------------------------------------
Customer: I have a huge problem. A friend has placed a screensaver on my computer, but every time I move the mouse, it disappears!
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: Microsoft Tech. Support, may I help you?
Customer: Good afternoon! I have waited over 4 hours for you. Can you please tell me how long it will take before you can help me?
Helpdesk: Uhh..? Pardon, I don't understand your problem?
Customer: I was working in Word and clicked the help button more than 4 hours ago. Can you tell me when you will finally be helping me?
--------------------------------------------------------------------
Helpdesk: How may I help you?
Customer: I'm writing my first e-mail.
Helpdesk: OK, and, what seems to be the problem?
Customer: Well, I have
  the letter a, but how do I get the circle around it?
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 0:46  توسط وحید طباطبایی  | 

طنز سیاسی

اگر مردم دنیا دو گاو داشته باشند ، چکار می کنند؟
در هندوستان:
شما دو گاو دارید.
آنها را پرستش میکنید.
 
در روسیه:
شما دو گاو دارید:
آنها را میشمارید و میبینید گاوهای شما پنج تاست. دوباره میشمارید میبینید چهل و دو تاست. برای بار سوم میشمارید هفده تاست. سرانجام شمارش را رها میکنید و یک بطری دیگر ودکا باز میکنید.
 
در پاکستان:
شما هیچ گاوی ندارید. اما ادعا میکنید گاوهای هندی مال شماست. از آمریکا میخواهید تا به شما کمک اقتصادی کند. از چین میخواهید به شما کمک نظامی بدهد. از انگلستان هواپیماهای جنگی میخواهید. از فرانسه زیردریایی میخواهید. از ایتالیا ماشین آلات میخواهید. از آلمان تقاضای دریافت تکنولوژی میکنید. از سویس وام میگیرید. روسیه به شما دارو میدهد. از ژاپن وسایل یدکی میگیرید. گاوها را میخرید! و مدعی میشوید که جهان به شما پشت کرده است.
 
در آمریکا:
شما دو گاو دارید. یکی از گاوها را میفروشید و آن دیگری را وامیدارید تا به اندازه چهارتا گاو شیر بدهد. وقتی گاو شما میمیرد، شما ملتهای دیگر را مورد ملامت و سرزنش قرار میدهید و برای نجات جهان! و به دست آوردن گاوها یک جنگ تمام عیار راه میاندازید.
 
در فرانسه:
شما دو گاو دارید.
دست به اعتصاب میزنید زیرا خواهان آن هستید که سه گاو داشته باشید.
 
در آلمان:
شما دو گاو دارید.
آنها را طوری بازآفرینی میکنید که صد سال عمر کنند و در ماه فقط یکبار غذا بخورند.
 
در انگلستان:
شما دو گاو دارید.
هر دوشان جنون گاوی دارند.
 
در ایتالیا:
شما دو گاو دارید.
اما نمیدانید گاوهایتان کجاست. بی خیال میشوید و میروید استراحت میکنید.
 
در سویس:
شما پنجهزارتا گاو دارید اما هیچکدامشان مال شما نیست. شما فقط حق البوق چریدن گاوها را میگیرید.
 
در ژاپن:
شما دو گاو دارید.
کاری میکنید که جثه شان ده برابر کوچکتر شود و بیست برابر گاوهای معمولی شیر بدهد. شما سپس کارتونهای زیبایی از گاوها تولید و به سراسر جهان صادر میکنید.
 
در چین:
شما دو گاو دارید.
سیصد نفر گاوهایتان را تر و خشگ میکنند. شما مدعی میشوید که در مملکت شما بیکاری نیست و میزان تولید سیصد برابر شده و هر کس هم از تعداد واقعی گاوها گزارشی بدهد، دستگیر و زندانی خواهد شد.
 
در اسراییل:
شما هیچ گاوی ندارید.
گاوهای فلسطینی ها را میگیرید و از تورات هم دلیل و برهان میاورید که این گاوها از نخستین روز خلقت عالم مال شما بوده است
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 0:40  توسط وحید طباطبایی  | 

درگيري در حاشيه معارفه رئيس دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 11:56  توسط وحید طباطبایی  | 

گوشه ای از سخنان احمدی نژاد در ایوان

محمود احمدي‌‏نژاد گفت: قدرت‌‏هاي زورگو نمي‌‏توانند در اراده ملت ايران خللي ايجاد كنند، قله‌‏هاي افتخار در اختيار ملت ايران است و اين ملت با كار وتلاش تمام اين قله‌‏ها را فتح مي‌‏كند.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمود احمدي‌‏نژاد در ادامه سفر خود به استان ايلام در جمع مردم شهر ايوان با بيان اينكه بشريت سرمايه‌‏داري و مادي‌‏گرا در اداره جوامع به بن بست رسيده است، گفت: امروز مكاتب غربي براي اداره جوامع خود به بن‌‏بست رسيده‌‏اند، برخلاف تبليغات دروغين بنگاه‌‏هاي خبري دنيا و برخي انسان‌‏هاي خودفروخته در داخل كشور، چشم دنيا به دست، زبان و قدم ملت ايران دوخته شده است.
وي تصريح كرد: از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس مي‌‏گيرند و مي‌‏خواهند تا ما به وسيله دانشمندانمان مشكلات آنها را حل كنيم و اين مساله باعث شده است تا نظام‌‏هاي استكباري از اين امر عصباني باشند.
احمدي‌‏نژاد افزود: آنها وقتي مي‌‏بينند جوانان ما با دست خود به اين فناوري رسيده‌‏اند، عصباني شده و مي‌‏ترسند، من به آنها مي‌‏گويم شما هر چه مي‌‏خواهيد عصباني باشيد، ملت ما با اين جوانان تمام قله‌‏هاي سعادت را تسخير مي‌‏كنند

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 11:49  توسط وحید طباطبایی  | 

confession on the dance floor

 

البوم جدید مدونا کولاکه من که خیلی خیلی با هاش حال کردم مخصوصا از ۲ تا آهنگش  how high we stand و  forbidden love  

once upon the time there was aboy there was a girl ... just one kiss just on touch just one night ...

از تو history م تونستم چند تا لینکش رو که از اونجا دانلود کرده بودم رو پیدا کنم  آلبومش تو سایت sarzaminmp3 هست ولی صفحش باز نشد تا لینک اساسی آلبومش رو بذارم اینجا

hung up

sorry

future lovers

i love newyork

let it will be

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 19:48  توسط وحید طباطبایی  | 

عشق از دیدگاه افراد

عشق از ديد دانشمندان
آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است
لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست
ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست
فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون
 
عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )

عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )

عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق
  مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )

عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )

عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر
 بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )

عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا
 هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز
 
 گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )

عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )

عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )

عشق از ديد ارازل و اوباش ( جوات ) : عشق مشق سرش گرده ! خونه خالــــــــــي نداري؟
( جمله عاشانه : بوووق ... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟ )

عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 17:2  توسط وحید طباطبایی  |