در کوچه سار شب

ترشحات یک استاژر !!!

دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد
به نام خدوند جان و خرد
اينجا ايران است
سرزمين خشت هاي گِلي و ستون هاي استوار ، سرزمين شقايق هاي هميشه سرخ و سَروهاي هميشه سبز
اينجا ايران است
كشور اهورايي ايران با مردماني چون كوه ها مقاوم ، با دلهايي مهربان ، دستاني گرم و با محبت و گامهايي استوار .
اينجا ايران است
سرزمين طبيعي ِطبيعت ، با تمام دَهِش هايش كه نيك است و به جا و گاه، با تمام پيامدهاي ناگوار و غير طبيعي اش كه بوجود آورده ي انسان
است يا طبيعت، شب و روز ، خواب و بيداري ، عشق و نفرت ، جنگ و صلح ، مهر و كين ، دو روي سكه ي افتاده بر اين سرزمين اند.
اينجا ايران است
مهدِ مهر و گهواره ي تمدن بشري ، بشري كه بشر شد از آن روز كه شهر ساخت ، شهر هاي گِلي ، و نخستين شهرسازيِ تمدن بشري از
اينجافرا گرفته شد و خاك و آب ، گِل شدند و خِشت به خِشت روي هم بالا رفت و ديوار ساخت، سقف ، بادگير ، طاقي و گنبد ساخت ، دَرها از
چوب و كُلون ها از آهن .
اينجا ايران است
آهن كه به چوب مي خورد خبر از ميهمان مي دهد و ايراني ميهمان دوست است و در خانه اش به روي همه باز است . چراغ خانه اش گرما به تو هديه
مي دهد و لبخندش تو را پذيرا مي شود به درون خانه .
اينجا ايران است
سرزمين ايرج و سياوش و سهراب و آرش
سرزمين رستم و گيو و بابك و زرتشت
اينجا ايران است
سرزمين نفت مسجد سليمان و آبادان ، خرماي بم و كرمان
فرش و گلاب كاشان
و ….
اينجا ايران است
مهد خيزش فردوسي و حضور حافظ و خيام
و سماع مولانا و عطار
اينجا ايران است
اينجا بازمانده از جنگ هاي خونين و آتش هاي سرد است ، اينجا ستون هاي تخت جمشيد است كه استواري را به ياد مردمان مي آورد .
اينجا بم است ، شهر خرما و نخل هاي سبز و مردمان گرم ، و اينجا ارگ بم است ، شهر زيباي خشتي ِ جهان ،
و اينجا ديگر هيچ نيست
ديگر بم نيست ، اَرگ نيست ، خِشت نيست ، تنها سنگ است و خاك بر خاك و تنها انسان است بر خاك نشسته و در خاك رفته ماتم گرفته ،
دست به آسمان برده ، گريان و خندان ، چون دو روي سكه .
اينجا ايران است
انسانيت و ياري و رادي و ايمان و نور ، سبز و سفيد و سرخ ، چشم به درِ چوبي دوخته ، و دو دست به كُلون آهني بُرده ، تا دَري گشوده شود
و كسي بيرون آيد از خانه هاي گِلي كوير ، و بامداد با سپيده ، در گشوده مي شود ، اما ديگركسي نيست ، ديواري نيست ، خانه اي نيست
تنها در است و چارچوب پنجره هاي آهنين ، تنها در است و آجرهاي سنگي ، خاك است بر خاك ، انسان است بر خاك ، گريان و نالان ، آواره و
جستجوگردنبال چه مي گردند ؟ دنبال كه مي گردند ؟ اين شبِ سياه با اين مردم استوارِ همچون نخل ، چه كرده است ؟!
مي گويند زمين لرزيده و شكاف برداشته و خانه ها ريخته و اَرگِ بم و خانه هاي بم ديگر نيستند، آن همه تلاش و تمدن از خاك بر خاك شده
و مردمان آفتاب سوخته از گرماي كوير و ايستاده ي نخلستان هاي بم ديگر نيستند . اما زمين ، اين مادرِ مهربان چه ديده كه خشمش گرفته و
كودكانش را بلعيده ، دخترانش را گريان و پسرانش را اشكبار كرده است ؟!
اينجا ايران است
آن روي سكه ي افتاده بر اين سرزمين ، شور است ، شوق است ، شورِ ياري و همكاري ، شورِ عشق و مهر لبخند است
لبخند هم آوايي با وجدانِ خويش ، لبخند سپاسداري از همنوع و بشر درس انسان دوستي مي دهد در اين سرزمين ، آنچنان كه از سرزمين هاي
دور و بيگانه براي ياري مي آيند ، براي همدردي به آنان كه ماندند بر زمين تا بار ديگر زندگي كنند و بسازند آينده ي اين سرزمين را باعشق ، مهر
ايمان و اميد و
دست به دست هم دهند به مهر ميهن خويش را كنند آباد
و ناله ها خاموش مي شود و چراغها روشن ، نور در دلها ريخته مي شود و ندا سر داده مي شود
« اي سبدهاتان پُر خواب ، سيب آوردم ، سيب ، سيبِ سرخِ خورشيد . »
اينجا ايران است
و ايراني ، سبز و سفيد و سرخ است و ايراني ، ايستاده است بر بلنداي غيرت و شجاعت و صبر و نگاهش به آسمانِ اهوراييِ ايران
است .
اينجا ايران است
و روح مردمانش بلند است و عشق مردمانش ـ در هر كجا كه باشند ـ به اين آب و خاك محكم و پايدار است .
اينجا ايران است
سرزمين آنها كه ماندند و آنها كه رفتند، آنها كه ماندند ؛ مي ايستند ، مي جنگند ، مي خندند ، مي گِريَند .
آنها كه رفتند ؛ خاطره گذاشتند و رفتند .
روانشان شاد و خدايشان بيامُرزاد




محمود احمدينژاد گفت: قدرتهاي زورگو نميتوانند در اراده ملت ايران خللي ايجاد كنند، قلههاي افتخار در اختيار ملت ايران است و اين ملت با كار وتلاش تمام اين قلهها را فتح ميكند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمود احمدينژاد در ادامه سفر خود به استان ايلام در جمع مردم شهر ايوان با بيان اينكه بشريت سرمايهداري و ماديگرا در اداره جوامع به بن بست رسيده است، گفت: امروز مكاتب غربي براي اداره جوامع خود به بنبست رسيدهاند، برخلاف تبليغات دروغين بنگاههاي خبري دنيا و برخي انسانهاي خودفروخته در داخل كشور، چشم دنيا به دست، زبان و قدم ملت ايران دوخته شده است.
وي تصريح كرد: از تمام دنيا براي حل مشكلاتشان با ما تماس ميگيرند و ميخواهند تا ما به وسيله دانشمندانمان مشكلات آنها را حل كنيم و اين مساله باعث شده است تا نظامهاي استكباري از اين امر عصباني باشند.
احمدينژاد افزود: آنها وقتي ميبينند جوانان ما با دست خود به اين فناوري رسيدهاند، عصباني شده و ميترسند، من به آنها ميگويم شما هر چه ميخواهيد عصباني باشيد، ملت ما با اين جوانان تمام قلههاي سعادت را تسخير ميكنند
البوم جدید مدونا کولاکه من که خیلی خیلی با هاش حال کردم مخصوصا از ۲ تا آهنگش how high we stand و forbidden love
once upon the time there was aboy there was a girl ... just one kiss just on touch just one night ...
از تو history م تونستم چند تا لینکش رو که از اونجا دانلود کرده بودم رو پیدا کنم آلبومش تو سایت sarzaminmp3 هست ولی صفحش باز نشد تا لینک اساسی آلبومش رو بذارم اینجا